لییون یک پزشک درخت است که در جزیرهای کوچک زندگی میکند و یک بیمارستان مخصوص درختان را اداره میکند. زندگیاش نسبتا آرام است، تا اینکه پای یک بیمار خاص به بیمارستان باز میشود؛ مردی که دو سال است در حالت کما و نباتی به سر میبرد و لییون با تمام وجود امیدوار است هیچوقت بیدار نشود.
چون این مرد، کوان چهوو، همان کسی است که دو سال قبل تلاش کرده بود او را بکشد. اما حالا چهوو ناگهان از کما بیدار شده و حافظهاش را از دست داده.
و لییون برای نجات جان خودش، مجبور به دروغی میشود که دیگر راه برگشتی از آن ندارد.